ابو الاعلى مودودى / شيخ عبد المحسن العباد (مترجم: خسروشاهى)

37

مصلح جهانى از ديدگاه شيعه و اهل سنت (فارسى)

شيخ ، همان شيخ عبوس 27 سال پيش بود . از او خداحافظى كردم و با تاكسى به‌سوى مسجدالنبى رفتم تا در نماز جماعت شركت نمايم . خداوند امام خمينى را غريق رحمت فرمايد كه با فتواى خود در وجوب شركت در نماز جماعت اهل سنت و نگذاشتن مهر و سجده بر همان سنگ يا فرش موجود در مسجد ، گام بسيار بزرگى در راه تقريب و وحدت اسلامى برداشت ، گر چه بعضى از كوردلان را خوش نيامد ! گرچه متأسفانه هنوز بعضى از ايرانيان بودند كه به هنگام آغاز اذان و يا نماز ، مسجد را ترك نموده و به كاروان خود برمىگشتند كه اميدواريم با هدايت روحانيون محترم كاروان‌ها ، اين وضع تكرار نشود . * * * امروز يك‌شنبه پنجم شعبان 1414 در مدينه است . . . باز با تاكسى به‌سوى دانشگاه اسلامى مدينه رفتم ! مسئولانِ كتاب‌خانه عبوس نيستند ! و با خوش‌رويى برخورد مىكنند . كتاب را در اختيار من قرار مىدهند . فتوكپى دو صفحهء اول و دو صفحه آخر آن را مىخواستم معلوم مىشود كه « عميد دانشگاه » بايد اجازه دهد . به « مكتب عميد » مىروم . شيخ به بازديد « نمايش‌گاه كتاب » رفته است كه همان روز در دانشگاه افتتاح شده است . بايد برگردد تا اجازه دهد ! فرصت مغتنمى است ! به بازديد نمايش‌گاه مىروم . فقط چهل ناشر از سعودى ، در آن ، غرفه دارند . چند كتاب جديد دربارهء « مهدى » و « أشراط الساعة » و كتابى به پنجاه ريال سعودى در دو جلد و هشتصد صفحه هم تحت عنوان مسئلة التقريب ، بين اهل السنّة و الشيعه « 1 » مىخرم كه نام جالبى داشت ، امّا محتواى آن اكاذيبى بر ضد شيعه ، تهمت و افترا ، تكرار ناسزاهاى

--> ( 1 ) . اين تنها كتاب جديدى نيست كه از سوى جاهلان و مغرضان در « سعودى » عليه شيعه چاپ شده است . بلكه‌متأسفانه على رغم ادعاهاى دوستى ! و تفاهم ! ده‌ها كتاب ضد شيعى آكنده ازحقد و كينه و نفرت ضد اسلامى ، با استناد به اكاذيب قديمى و يا كتاب‌هاى دشمنان ، در بلادى كه داعيهء اسلام خواهى دارند ، چاپ شده كه هرگز بر تفاهم و دوستى راه نمىبرد و نشر آنها با هيچ معيارى هم سازگار نيست .